در سالهای اخیر جنگ نامتقارن بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته و بسیاری از مباحث جاری در حوزه سیاستهای دفاعی و امنیتی، از این مقوله تأثیر پذیرفته است. اغلب از اصطلاح نامتقارن برای توضیح مجموعه عوامل پیدا و پنهان در نبردهای بین دو کشور غیر همطراز استفاده میشود. ابعاد جنگ نامتقارن از واقعیتی پرده بر می دارد که بخش دفاعی_ امنیتی از یکسو تحت تأثیر تحولات بیرونی و از سوی دیگر به دلیل دگرگونی های درونی، وضعیتی متفاوت پیدا کرده است. اگر بر این مجموعه عوامل و مؤلفه های فرهنگی و روانی را بیافزائیم مفهوم نامتقارن را پیچیده تر میکند. بنابراین طرح موضوع جنگ نامتقارن در حوزه دفاعی و امنیتی و تحلیل های راهبردی امنیت دفاعی و ملی کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران نشان از اهمیت این موضوع دارد. در این نوشتار با بیان ابعاد جنگ نامتقارن آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران در صدد طرح پاد استراتژی های نامتقارن جمهوری اسلامی ایران( در نوشتار های آتی) در حوزه دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران در قبال جنگ بی قاعده آمریکا و اسراییل هستیم. ارائه الگویی برای دکترین دفاع نامتقارن در حوزه های دفاعی و امنیتی و مؤلفه های آن، موضوعی است که کارشناسان سیاست دفاعی را به بحث و بررسی فرا میخواند.
1- مفهوم جنگ نامتقارن
استراتژی های نامتقارن به نقاط آسیب پذیر حمله می کنند که دولت هدف آنها را نشناخته یا در مقابل تهدیدو رفع آن سرمایه گذاری نکرده است. این استراتژی ها متکی به تدابیر عملیاتی هستند. به علاوه، آنها در خدمت افراد سیاسی یا استراتژیکی هستند که با اهدافی که دولت مورد نظر تعریف می کند یکی نیست. جنگ نامتقارن طبق تعریف وقتی صورت می گیرد که دو اردوگاه جنگی از لحاظ منابع انسانی و منابع مادی کاملاً یا نسبتاً معادله برابری ندارند به گونهای که در یک طرف عنصر قوی و در طرف دیگر عنصر ضعیف قرار دارد.
عنصر تأثیرگذار و تعیین کننده در جنگ نامتقارن اقدام مناسب، وجود سازماندهی و تفکر متفاوتی نسبت به حریفان برای به حداکثر رساندن برتری خود و در نهایت استفاده از نقاط ضعف دشمن و بدست آوردن ابتکارعمل در میدان نبرد است. در حقیقت نامتقارن ها را میتوان در ابعاد و حوزه های مختلفی یافت و خلق نمود. باید موارد اعمال فشار و بوجود آوردن تهدید علیه دولت هدف را مشخص کرد و با این فرصت می توان در سطح تاکتیکی و استراتژیکی و نیز در حوزه ی سیاسی، فرهنگی و روانی به وضعیت و شرایط نامتقارن دست یافت.
نامتقارن ممکن است استراتژیکی، عملیاتی یا ترکیبی باشد. همچنین می تواند مستلزم روش ها، تکنولوژی ها، ارزش ها، سازمان ها، دورنمای زمانی و یا ترکیبی از این ها در یک پروسه کوتاه مدت یا بلند مدت باشد. ممکن است مجزا بوده یا بتوان آن را همراه با رویکرد های متقارن تعقیب نمود. سرانجام اینکه ممکن است هم دارای بعد روانی و هم فیزیکی باشد. با تدوین یک دکترین دفاع نامتقارن می توان برابری نظامی را با ایجاد اختلال در اتحاد دشمن به برتری تبدیل نمود. جنگ نامتقارن ایجاد اختلال در ارتباطات روحی، اطلاعاتی، فضایی، استراتژیکی و لجستیکی را هدف قرار می دهد. انواع تسلیحات جدید، ترکیبات جدید، و الگوهای پدافند دفاعی و امنیتی متفاوت می تواند عدم تقارن را بوجود آورد. اما جنگ نامتقارن مطمئناً تنها به بخش نظامی محدود نمی شود. ابعاد سیاسی و اخلاقی، اطلاعاتی، فضایی و شناختی نکات بالقوه ای را برای عدم تقارن های ویرانگر ارایه می کند.
ویژگی های جنگ نامتقارن
پرهیز از قرینهسازی با نقاط قوت دشمن و حداکثر بهرهبرداری از نقاط ضعف دشمن از ویژگیهای جنگ نامتقارن است. جنگ نامتقارن در زمان هجوم دشمن قوی به سوی طرف ضعیف مفهوم مییابد. طرف ضعیف با پرهیز از قرینهسازی با نقاط قوت دشمن، سعی میکند از نقاط ضعف او بهره زیادی ببرد. طرف ضعیف با اجرای عملیات تأخیری، تشکیل هستههای مقاومت و مقابله کوتاه اما پرحجم با گسترش در همه مناطق میتواند طرف قوی را از دسترسی به اهداف خود با مشکل مواجه سازد یا به آن ضربات سختی وارد سازد. جنگ نامتقارن علاوه بر ابعاد نظامی، ابعاد روانی نیز دارد.
ویژگی های جنگ نامتقارن برای یک طراحی استراتژیک نبرد نامتقارن عبارت است از:
ـ فقدان وجود تناسب معمول نظامی بین دو جبهه درگیر؛
ـ تضاد منافع حیاتی دو جبهه؛
ـ بیشترین بهرهبرداری از نقاط ضعف دشمن در جبهه قوی و به حداکثر رساندن برتریهای خودی در جبهه ضعیف؛
ـ توجه ویژه به ابعاد روانی، عمومی و بسیج نیروها؛
ـ دستیابی به اهداف راهبردی با استفاده از منابع کم و تأکید به اصل کمترین هزینه در مقابل بیشترین بهره.
3- تأثیر قدرتمند عامل روانی در جنگ نامتقارن
یکی از مشخصات جنگ های نامتقارن اجرای عملیات روانی مستمر است که توسط کشورهای با قدرت تکنولوژی برتر، در قبل، حین و پس از جنگ به منظور دستیابی به اهداف خود در کنار دیگر راهکارهای سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی در سطوح مختلف تاکتیکی، عملیاتی و استراتژیکی مورد استفاده قرار می گیرد.
رویکردهای نامتقارن میتوانند با به کارگیری ماهرانه عامل روانی، تأثیر قدرتمندی داشته باشند. این رویکردها که مستقیماً اراده دشمن را هدف قرار میدهند، میتوانند کمبود تجهیزات یا دیگر کاستی ها را جبران کنند. هرچند ممکن است روش این رویکردها تاکتیکی باشد، اما تأثیر روانشناختی آن را باید در سطح استراتژیک جستجو کرد. این ویژگی یعنی تمرکز مداوم بر تأثیر استراتژیک، مشخصه اصلی و متمایز جنگ نامتقارن است، جنگی که با اتکا بر عنصر روانی، رویکردی مبتکرانه را به کار میگیرد.
با نگاه به دو تهاجم اخیر منطقه یعنی تجاوز امریکا به افغانستان و عراق و اشغال آن دو کشور، بهرهگیری از عامل روانی از طرف دشمن برای تحمیل اراده و خواست خود به طرف مقابل به خوبی آشکار میشود. مرحله اصلی این دو جنگ، مرحله عملیات روانی نامتقارن آن بود که مدتها قبل از حمله هوایی و زمینی آغاز شده بود. برای طراحی یک استراتژی در جنگ نامتقارن مؤلفه های زیر باید مد نظر قرار بگیرند:
ـ برتری رسانهای برای به دست آوردن حمایت افکار عمومی در داخل، سطح بینالمللی، منطقهای و داخل کشور هدف
ـ برتری در اجرای برنامههای نیرنگ و فریب
ـ همسوسازی جهانی و ایجاد ائتلاف بینالمللی علیه کشور هدف
ـ بسیج افکار عمومی داخلی برای کسب حمایت های لازم مالی و منابع انسانی
ـ بهرهگیری از عملیات نامتقارن گسترده در سطوح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی.
4- عوامل اصلی در دفاع نامتقارن
در جنگ اخیر امریکا و عراق، طرف قوی با استفاده از ابزار رسانهای، اجرای عملیات روانی تهاجمی تمام عیاری را بر علیه عراق طراحی کرد به گونهای که قبل از آغاز تهاجم نظامی جنگ پایان یافته بود. پس برای حفاظت و جلوگیری از سقوط روانی باید تدابیری اندیشید. مهمترین عامل در جنگ نامتقارن، انسان است. در این جنگ انسان عنصر تعیینکننده است که مسئولیت حمله کردن و اجرای عملیات به عهده اوست.
بنابراین عامل اصلی در دفاع نامتقارن نیروی انسانی است که:
ـ ایمان کامل به اهداف و آرمانهای خود و اعتقادات قوی دارد
ـ تجهیزات مناسب، سبک و قابل حمل دارد
ـ اختیار و تصمیمگیری در کوچکترین واحد درگیر به عهده اوست
ـ با اصول جنگ چریکی و پارتیزانی آشنایی کامل دارد
ـ در مقابل مشکلات لجستیکی نسبتاً مقاوم و قادر به ادامه حیات است
ـ برای تداوم مقاومت و ایستادگی پشتوانه مردمی دارد
در کنار عوامل فیزیکی دفاع نامتقارن، عامل روحیه و عامل قدرتمند روانی اهمیت دوچندان دارد. دشمن یا طرف قوی نیز در هجوم خود برای قطع پشتوانه مردمی و تضعیف روحیه نیروی مدافع، به عملیات روانی تبلیغ گسترده طولانی و عمیق اقدام میکند. این عملیات با استفاده از ابزار قدرتمند رسانهها و قبضه افکار عمومی تخریب وحدت ملی، تضعیف روحیه مقاومت، القای ناامیدی و تشدید فشارها و مشکلات برای رسیدن به اهداف خود را سبب میشود.
5- سطوح راهبردی دفاع نامتقارن
یکی از ارکان جنگ نامتقارن توجه ویژه به موضوع عملیات روانی در افکار عمومی و بسیج مردمی در محیطهای داخلی و بیرونی است. از آنجایی که دشمن در تداوم راهبرد خود در قالب طرح خاورمیانه بزرگ اهداف سلطه خود را همچنان دنبال میکند و هم اکنون در مرزهای غربی و شرقی کشور حضور پیدا کرده است، تشدید جنگ نامتقارن و عملیات روانی خود را از مدتها قبل با سه محور ذیل آغاز کرده است:
الف. جلوگیری از دستیابی ایران به دانش صلحآمیز هستهای
ب. دمکراسی و آزادی
ج. تأکید بر اینکه ایران به دنبال سلاحهای کشتار جمعی است.
تنظیم پاد استراتژی و تدوین الگوهای دفاعی_ امنیتی در مقابله با این تهاجم یکی از ارکان جنگ نامتقارن است که میتواند این ابعاد و ویژگیها را داشته باشد:
ـ آمادهسازی روانی و آرمانی منابع انسانی که با بینش، بصیرت و آگاهی حیلههای دشمن را خنثی کند.
ـ ساماندهی زیرساختهای مناسب فرهنگی و عملیات روانی نامتقارن در ابعاد منابع انسانی و منابع مادی برای مقابله با تهدید.
ـ فضاسازی عمومی در سطح جامعه و افکار بینالمللی برای حفظ پشتوانههای مردمی.
ـ پیگیری عملیات روانی نامتقارن دشمن و اجرای عملیات پدافند و پیشگیری از تأثیر آن بر روی مخاطب
ـ اجرای عملیات آفند روانی بر ضد دشمن در سطوح مختلف.
پدافند فرهنگی نامتقارن با توجه به اصول پنجگانه ذکرشده نیازمند تعیین وظایف و حوزه مسئولیتها در سطوح مختلف است.
:: بازدید از این مطلب : 613
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0