تاریخ جنگهای نامنظم و چریکی
جنگهای نامنظم و چریکی به عنوان شیوهای از مبارزه مردم علیه اشغالگران خارجی یا حاکمان زورگو و مناسبات ستمگرانه ، سابقهای کهن دارد که مربوط به زمانهای خیلی قدیم است. جنگهای چریکی در واقع در اثر بی علاقگی مردم نسبت به حکومت مرکزی گاهی به یک گروه
کوچک و مصمم امکان میدهد، حتی بدون داشتن پایگاه وسیع تودهای ، حکومتی را ساقط کنند. یکی از محققان میگوید:«حکومتها به این دلیل سقوط نمیکنند که دشمنان زیادی دارند، بلکه از این رو سقوط میکنند که دوستان کمی دارند.»
پیکار و مبارزه نیروهای انقلابی یک کشور علیه بیگانگان یا نظام حاکم ، بر پایه عملیات رزمی گروههای خودگردان محلی است که در کل یک جامعه از وحدت رویه و فرماندهی برخوردار دارند. شیوه مبارزاتی آنها درگیری موقتی ، زود گذر و استفاده از موقعیتهای جغرافیایی طبیعی و امکانات محلی است که به اصطلاح به آن حالت جنگ گریز نیز گفتهاند.
تاریخچه
جنگهای چریکی انقلابی در طول اشغال کشورهای اروپای شرقی از سوی آلمان در جنگ جهانی دوم ، به ویژه در یوگسلاوی بطور گسترده رواج یافت. از آن زمان تا کنون نیز در نزدیک به بیست کشور از کشورهای جهان چنین جنگهایی به شکلهای گوناگون رخ داده است که هر چند در برخی از آنها از کمکهای خارجی هم استفاده شده است، اما اساسا مسأله داخلی بودند. از جمله اینها جنگهای چریکی چین ، کوبا ، و قبرس ایران .افغانستان .عراق ترکیه را میتوان نام برد.
در مقابل ، جنبشهای چریکی در کامبوج ، لائوس ، ویتنام ، تایلند ، و اندونزی که در آسیای جنوب شرقی و در همسایگی چین و شوروی (سابق) به وقوع پیوسته است. بطور کلی از هنگامی که مرکز ثقل جنگهای سرد از اروپا به آسیا و آفریقا و امریکای لاتین منتقل شد، جنگهای چریکی به عنوان مکمل برخی از شیوههای براندازی مورد توجه قدرتهای بزرگ قرار گرفت.
شکلگیری جنگهای چریکی:
یک جنبش چریکی قاعدتا از دورترین مناطقی که حکومت در آنجا کمترین تسلط و نفوذ را دارد ، آغاز میشود. واحدهای کوچک چریکی روستاهای کوچک را به تصرف در میآورند، راهها و امکانات ارتباطی را قطع میکنند و پاسگاههای انتظامی را خلع سلاح میکنند. چنین اقداماتی نیروهای نظامی حکومت را وا میدارد که به مراکز پرجمعیتتر عقب نشینی کنند. به این ترتیب چریکها مرحله به مرحله نیروهای حکومت را به شهرها عقب میرانند و شهرها خود به خود از طرف روستاها محاصره و از نظر امکانات زیستی دچار مشکل میشوند
. استراتژی اصلی جنگ چریکی
استراتژی اصلی جنگ چریکی عبارت از سلطه یافتن بر بخشی از یک کشور و توسعه متصرفات خود بطور مداوم همراه با جدا کردن هرچه بیشتر مردم از رژیم و تضعیف روحیه حامیان آن است.
تاریخچه چریک درایران
زامیاد
اولین گروه منسجم وآموزش دیده چریکها 2500سال پیش درزمان کورش کبیرتشکیل شد.
نام این چریکها در متون باستانی زامیاد(فرزند زمین)،جان باز،پیش مرگ و...آمده است.این چریکها
به سختی آموزش میدیدندو وظیفه آنها در شکم اسبها ی ارابه های جنگی دشمن بوده است تا
ارابه ها بعد از کشته شدن اسبها یشان درسرعت زیاد سرنگون شوند. نحوه کار چریکها به
این صورت بوده که از قبل در مسیرهای حرکت ارابه ها گودالهایی حفرمی شده آنگاه چریکها خود را دراین گودالهاپنهان یا در عمق کم دفن می کردند و ساعتها درهمان حال می ماندند و
با به سر رسیدن ارابه ها شمشیرهای خود را درشکم اسبها نموده وارابه ها سر نگون می شدند
اما چریکها در زیر ضربات سم اسبها یا ارابه ها جان می باختند .از مهمترین جنگها ی این
چریکها نابودی امپراطوراشور یا نینوا یا کربلاامروزی.
سرخ جامگان
یکی دیگر از نیروهای مطرح چریکی ایران در گذشته جنبش سرخ جامگان بوده است این چریکها را بخاطر اینکه لباسهای یکسان سرخ می پوشیدند سرخ جامگان ایران لقب گرفتنند
با نفوذ اعراب به ایران وقتل غارت تجاوزات بی حد حساب و ربودن زنان ودختران ایرانی
امنیت رخت بر بست . عده ای از برجسته ترین افسران درآذربایجان به
رهبری بابک(بیوک بع) بهمراه عده ی زیاد ی از زنان ومردان وطن پرست به کوههای ثعب العبور وغیر قابل نفوذ( به مرکزیت قلعه بابک واقع در کلیبر)رفتند وبزرگترین ارتش چریکی را راه اندازی کردند .این گروه چریکی بابستن گلوگاهها،دره ها ،جاده ها در کردستان ،ایلام آذزبایجان ،خوزستان ،پارس ودیگر نقاط ایران هزاران ،هزار تن اعراب بدوی ووحشی را
به هلاکت رسانیدندودست آنان را از ایران کوتاه کردند .آنان بیش از 900 سال در کوههازندگی
کردند وآخرین پایگاه آنان در شروان شاهان واقع در خراسان امروزی بوده است.
سر به داران
این گروه از چریکها در نیشابور به رهبری شیخ حسن علیه مغولهای وحشی و اشغالگر که
به تاراج میراث ملی وغارت خزائن مملکتی وبه یغما رفتن کودکان ودختران زیبا روی قیام کردند وتا بیرون رانده شدن مغولها در سرتاسر ایران گسترش یافت از جمله آذربایجان.
حشیشیون
این گروه از چریکها به سر کردگی حسن صباح د رکوههای الموت قزوین شکیل شد که بعد از چریکهای زامیاد کورش وانتحاری ترین وهمچنین ورزیده ترین چریکهای ایران تا آن زمان بشمار می آید .اسم حشیشیون به این خاطربه آنان داده شدکه با استفاده از حشیش به
حالت خلصه می رفتند وکارهایی را انجام میدادندکه یک فردعادی از انجام آن عاجزاست
این گروه نیز بسیار از دانشمندان زمان .پادشاهان وافراد با نفوذ دولتی ومردمی را ترور
کردند از این گروه در تاریخ به ید نامی یاد شده است.
جنگلیها
میرزا کوچک لاهیجی که بعدها به میرزا کوچک جنگلی معروف شد ؛
نقش موثری در شکلگیری و شیوه وهدف گروههای چریکی در دهه های بعد ایفا کرد. اوکه فرزند یکی از ملایمان بنام لاهیجان بود؛ باهدف بهبود وضع مالی و اقتصادی مردم ایالت شمالی دست به قیام زد وگروههای چریکی بسیار زیادی را به کمک دکتر حشمتیان که از کومنیستهای بنام بود راتشکیل دادوبه آموزش آنها پرداخت. اودراندک زمانی درشهرهای زیادی از جمله فومنات،منجیل،ماسوله،رودبار،رشت و... حکومت محلی برپاکرد.اما باقدرت گرفتن وی اطرافیان و روسیه اورا تشویق به متارکه کشوری اعلام خود مختاری کردند. کوچک جنگلی که خود نیزبی میل نبود ؛اعلام خودمختاری لاهیجان وپیوستش رابه روسیه اعلام کرد.با این کاراوچریکهای مخالف درآذربایجان وکردستان ازاوکمک خواهی کردند ومیرزا پذیرفت که چریکهای آنان راآموزش دهد.به این ترتیب چریکهای (( دموکرات ))دراذربایجان وچریکهای (( کومله )) درکردستان اعلام موجودیت کرده وهرکدام نیزاعلام خودمختاری نمود واینگونه میرزای جنگلی اسباب تجزیه ایران را فراهم کرد. رضا شاه که ایران رادر خطر سقوط وتجزیه شدن میدید با کمک نیروی تازه تاسیس هوایی وپشتیبانی نیروی زمینی وبمباران مداوم پایگاه چریکهای جنگل این قیام خفت باروخائنانه رادرهم کوبید.
کومله و دموکراتها
این چریکها باکمک میرزای جنگلی آموزشهای به روز آن زمان رادیدند.اما باسرکوب چریکهای جنگلی دولت تازه تاسیسس این دوگروه سقوط کرد اما این چریکها 30سال بعد در دهه1320خورشیدی دوباره اعلام استقلال نموده وایالتهای آذربایجان وکردستان را از ایران جدا نمودند. بزودی این دو کشور تازه تاسیس برای هم پیام تبریک ارسال نموده وفردای آنروز روسیه هردوکشور را به رسمیت شناخت.هم چنین کشورهایی از جمله ترکیه،انگلستان نیز پیامهای تبریک وبه رسمیت شناختن هردو کشور را ارسال نمودند. محمد رضا شاه پهلوی که اوضاع را بحرانی دید ارتش را به فرماندهی ارتشبد حسین فردوست به آذربایجان وکردستان اعزام نمود. هیات دولت چریکهای آذربایجان قبل ازرسیدن ارتش فرار نموده وبه شوروی پناهنده شدند و ارتش در کمتراز دو روزهردوایالت را به ایران باز گرداند.این چریکها هنوز هم فعال می باشند.
چریکهای دولتی یا کلاه سبزها
در زمان حمله ارتش ایران برای باز پس گیری دو ایالت یاغی نیروهای ارتش به علت صعب العبور بودن مسیرهای کوهستانی و جنگلی با مشکلات بسیاری روبرو شد
به همین منظور کمیسیونی به ریاست ارتشبد حسین فردوست تشکیل شد تا ملزومات و مقدورات و چگونگی تشکیل گروههای چریک دولتی بررسی گردد. بعد از ماهها تحقیق وسفرهای متعدد این کمیسیون به کشورهای مختلف رای به تشکیل این گروهها داده شد واین نیرو که از میان بهترین و ورزیده ترین و هیکلمند ترین نیروهای ارتش و افراد عادی که اکثرا عشایر فارس بودن در زیر نظر شخص شاه وقت تشکیل شد. این نیروها آموزشهای بسیار سخت و پیچیده و مدرن رادرپایگاههای مدرن هوابرد دیدند تا در سالهای بعد نیروی ویژ ه (چریکهای کلاه سبز ) ایران بعنوان بهترین ومجهزترین وزبده ترین نیروهای کاماندوهای جهان بعد از اسرائیل قرارگیرد.
بعدازایران،آمریکا،روسیه،انگلستان،پاکستان قرارگرفت.این نیروتا قبل از انقلاب دربیش از 30جنگ وعملیات بین المللی شرکت نموده که می توان از جمله به جنگهای عمان«ظافار» ،جنگ اعراب واسرائیل (1976) ،جنگ تایلند « سرکوب نیروهای کودتا چی توسط ایران» ،جنگ دو روزه ایران وعراق « که به نفع ایران پایان یافت» وعملیات کشمیراشاره کرد. این نیروبعدازانقلاب مورد بی مهریهای فراوان قرارگرفت وبعلت نداشتن آموزشهای به روز و تجهیزات لازم به رده76 جهان سقوط کرده است.
ملیشیا(militia)
درتمام جهان به نیروهای چریک،ملیشیا گفته می شود. ولی در ایران به چریکهای نیمه وقتی که نصف وقت خودرابه کارهای شخصی می پرداختنند ونصف دیگررادراختیاریگانهای چریکی بودند؛ ملیشیا می گفتند.این نیرودرابتدای انقلاب بخاطرسن کم اعضایش کارهای فرهنگی،نشریه ای،خدماتی مخصوصا درروستاها می کردند. امابعدازبوجودآمدن اختلافات بعنوان دانشگاهی برای ورود به پیکره چریکهای مجاهد درآمداین نیروهم اکنون نیزفعال میباشد.
:: بازدید از این مطلب : 2637
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0