کشور ایران به دلیل واقع شدن در منطقه خاورمیانه با مخاطرات، چالشها و تحولاتی عمده در محیط امنیتی خود رو به رو است. وجود ترتیبات امنیتی منطقهای در اکثر مناطق جهان موجب شده است که کشورهای آن مناطق از سطحی مناسب از ثبات و امنیت برخوردار شوند. خاورمیانه یکی از مناطق استثنایی جهان به شمار میرود که هنوز هیچ گونه ترتیبات امنیتی توافق شده و پایداری در آن ایجاد نشده است. این منطقه همچنان با حجم وسیعی از بیثباتی و ناامنی مواجه است و حتی با وجود موفقیت مناطق عمده جامعه بینالملل و کشورهای منطقهای در استقرار نظام امنیتی جامع و پایدار و با وجود برخی تلاشهای انجام گرفته، هنوز هیچ گونه نشانهای جدی از استقرار این گونه نظام امنیتی در محیط پیرامونی ایران به چشم نمیخورد.
عدم شکلگیری نظام امنیتی فراگیر و پایدار و تداوم ناامنی و بیثباتی در عرصه خاورمیانه با عوامل متعددی در ارتباط است که از آن جمله موقعیت ژئوپولیتیک خاورمیانه و منابع عظیم نفت و گاز در آن و در نتیجه، تقویت حضور قدرتهای فرامنطقهای در محیط پیرامونی ایران، افراطگرایی، تنشهای قومی، فرقهای و تروریسم، دولتهای ضعیف و شکننده و عدم اعتماد بازیگران منطقهای به یکدیگر حائز اهمیت است. با توجه به شرایط و ویژگیهای خاص منطقه خاورمیانه و تأثیرگذاری عوامل مختلف در سطوح فروملی، ملی، منطقهای و فرامنطقهای در امنیت آن، هرگونه ترتیبات امنیتی موفق مستلزم در نظر گرفتن تمامی عوامل و مؤلفههای فوق با رویکردی تدریجی و فراگیر است. در این نوشتار ابتدا به الگوهای امنیت منطقهای و چالشهای امنیتی در محیط پیرامونی ایران خواهیم پرداخت و سپس رویکرد امنیتی ایران در ابعاد و حوزههای مختلف محیط پیرامونی آن، با توجه به این الگوها و چالشها مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
امروزه با توجه به تحولات سالهاي اخير و فروپاشي نظام دو قطبي و به پايان رسيدن دوران جنگ سرد، با عنايت به وجود واحدهاي سياسي مستقل (كشور ـ ملتها)(1) يكي از بنيادي ترين و مهمترين مسائل و موضوعات عرصة سياست، استراتژي و روابط بين الملل است. از توان و قدرت اين واحده تحت عنوان قدرت ملي(2) ياد مي شود. قدرت ملي هر واحد سياسي تعيين كنندة اهداف و مصالح ملي آن است، به گونه اي كه رهبران و سياستمداران هر واحد تنها با بررسي و سنجش ، تحليل و تبيين تواناييها و امكانات بالقوه و بالفعل جامعة خود مي توانند به ، تشخيص، تعيين و حفظ اهداف و مصالح ملي خود نايل آيند. هدف هر واحد سياسي، همان قدرت در سطح آن واحد يا به طور اخص قدرت ملي است. در جهان امروز، رابطة ميان قدرت ملي و اهداف ملي رابطة ميان متغير و تابع است؛ يعني هر تحولي در قدرت ملي باعث تحول در اهداف ملي مي گردد. اين رابطه به اين صورت بيان مي شود. هر چند قدرت ملي موضوع اصلي هنر و دانش استراتژي است ، ولي در اين ميان قدرت نظامي، هرچند تحولات دهه هاي اخير از اهميت سابق آن كاسته است ، آشكارترين بعد قدرت ملي است. قدرت نظامي به دليل آنكه محسوس تر، عملي تر و آشكارتر از ساير ابعاد قدرت است، اهميتي بسزا و چشمگير دارد . يعني هنوز هم در تعيين امنيت ملي يك كشور ، بويژه امنيت خارجي، مقابله با تهديدات بيگانگان و عامل اساسي و تعيين كننده محسوب مي شود.قدرت نظامي بويژه در زمانها و موقعيتهاي حساس نظير بحران، جنگ، شورش و نقش بارزتري را بازي مي كند و ساير ابعاد قدرت را به خدمت خود مي گيرد. همچنين هر چند بدون شناسايي ساير ابعاد قدرت و بررسي، تحليل و مشخص آنها نمي توان به طور كامل و دقيق به شناسايي و تحليل قدرت نظامي يك كشور ـ بويژه در جهان معاصر ـ پرداخت، ولي در زمانهاي حساس و بحراني به دليل آنكه ساير اجزا و ابعاد قدرت، تحت الشعاع قدرت نظامي قرار مي گيرند، حدوداً شناخت توان ملي يك كشور از طريق تجزيه، تحليل، بررسي و محاسبة قدرت نظامي آن ميسر مي گردد. با توجه به آنچه بيان گرديد، در اين تحقيق هدف ما بررسي و تجزيه و تحليل عناصر نظامي قدرت ملي يا به عبارت ديگر عناصر قدرت نظامي يك ملت و تعيين شاخصهاي سنجش آن مي باشد. در اين ميان، به ساير عناصر قدرت نيز اجمالاً اشاره خواهد شد.
امروزه با توجه به وسعت دنیای ارتباطات و فن آوری های اطلاعاتی و گسترش رسانه های اینترنتی و مجازی ، تهاجم کشورهای استکباری از حالت جنگ نظامی و سخت (Hard war ) خارج و به جنگ نرم(soft war ) تغییر ماهیت داد ه است.
جنگ نرم به هر گونه اقدام روانی و تبلیغاتی گفته می شود که هدف آن جامعه یا گروه است و عمده تفاوت آن با جنگ سخت (نظامی ) ، عدم درگیری و استفاده از سلاح های نظامی می باشد زیرا در جنگ نرم از سلاح های تبلیغاتی ، اعتقادی استفاده می شود؛ به تعبیر دیگر جنگ نرم استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن است، به منظور تاثیر گذاری بر عقاید ، فرهنگ ، سیاست ، احساسات ، تمایلات ، رفتار و مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود است.
جنگ نرم مسئله ی نوینی نبوده و از سبقه ی تاریخی برخوردار می باشد، بدان صورت که در ابتدا چهره ی ساده ای داشته یعنی به صورت شایعه پراکنی،دروغ و اهانت بوده اما با گذشت زمان و تحولات و پیچیدگی های روز افزون اجتماعی، این رویکرد نیز پیشرفت نموده و از پیچیدگی، ظرافت و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار گشته است، حال این تفکر که حمله رسانه های مخالف به جبهه ی جمهوری اسلامی ایران در جنگ نرم از سال 1388 ( پس از انتخابات ریاست جمهوری ) آغاز شده است تفکری کاملاً خام و عبث است.
جنگ نرم به هر گونه اقدام روانی و تبلیغاتی گفته می شود که هدف آن جامعه یا گروه است و عمده تفاوت آن با جنگ سخت (نظامی ) ، عدم درگیری و استفاده از سلاح های نظامی می باشد زیرا در جنگ نرم از سلاح های تبلیغاتی ، اعتقادی استفاده می شود
ازآنجایی که دشمن بر اساس تجربه دریافته است که تغییر نظام و افکار عمومی، دیگر به هیچ عنوان با روش هایی از قبیل جنگ نظامی و زور تحقق نمی یابد؛ به طراحی جنگ نرم و اشاعه ی تفکر لیبرال دموکراسی پرداخته و بدان دلیل که این نوع جنگ هنوز هم تا حدودی در میان مردم ناشناخته است، اکثرا به خطرات این جریان واقف نیستند و چون جنگ نرم از ظرافت خاص و مراحل متنوعی برخوردار است، با عوام فریبی و به آهستگی پیش می رود ناخود آگاه به دام آن گرفتار می شوند.
مقصود از «جنگ اطلاعاتی»، عملیاتهای تهاجمی و تدافعی است که توسط سازمانهای تشکیلاتی یا فردی با سیاستهای خاص و اهداف راهبردی برای بهرهبرداری و یا تخریب اطلاعات موجود در رایانهها یا شبکه اینترنت و دیگر سیستمهای اطلاعات شبکهای به کار گرفته میشود.
جنگ اطلاعاتی یک ویژگی درگیریهای نظامی است که سامانههای اطلاعاتی به طور مستقیم یا غیرمستقیم مورد تهاجم واقع شده یا از آنها دفاع میشود تا بدین ترتیب دادهها، دانش، باورها یا پتانسیل جنگجوئی دشمن افت کرده یا کاملا نابود شود و در عین حال دادهها،دانش، باورها و میل جنگجوئی نیروهای خودی حفظ شود.
دایره المعارف "ویکی پدیا" پس از معرفی جنگ فرماندهی و کنترل جامع ترین تعریف ممکن را برای جنگ اطلاعات ارائه می دهد:"جنگ فرماندهی و کنترل عبارت است از کاربرد یکپارچه امنیت عملیات، فریب نظامی، عملیات روانی، جنگ الکترونیک و تخریب فیزیکی برای تاثیرگذاری، افت کیفیت، یا تخریب توانمندیهای فرماندهی و کنترل دشمن و در عین حال حفاظت از توانمندیهای فرماندهی و کنترل خودی در برابر اقدامات مشابه دشمن. زمانی که هدف اصلی چنین جنگی چیزی بیش از فرماندهی و کنترل و ارتباطات دشمن باشد از اصطلاح عمومی تر جنگ اطلاعاتی استفاده میشود که در سطوح غیرنطامی همچون جنگ دیپلماسی و سیاسی و دیگر اشکال ارتباطات نیز کاربرد دارد.
امنیت اطلاعاتی: امنیت اطلاعاتی عبارت است از فرایند شناسایی و تحلیل اطلاعاتی که برای عملیات های نیروهای خودی حیاتی می باشد و شامل موارد زیر است:
شناسایی اطلاعاتی که سامانه های اطلاعاتی دشمن می توانند آن را مشاهده نمایند.
تعیین شاخصهایی که نشان میدهد سامانههای اطلاعاتی مهاجم چگونه اطلاعات حیاتی را در زمان مناسب برای بهرهبرداری نیروهای دشمن استخراج میکنند.
گزینش و اجرای اقداماتی که آسیب پذیری برای اقدامات نیروهای خودی را در برابر سوء استفاده نیروهای دشمن از بین برده یا کاهش میدهند.
اصطلاح جنگ اطلاعاتی برای نخستینبار در سال 1975 میلادی مورد استفاده قرار گرفت و کشور های پیشرفته در زمینه تکنولوژی به اهمیت آن پی بردند و تلاش کردند در زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی آن را بکار ببرند.