نوشته شده توسط : arash7786

 سالتشوبادن1، سوئد
ناظران آمريكايي بيلدربرگ در سال 1984 متوجه شدند ماليات آنها قرار است در سال هاي بعد افزايش يابد، كه البته يافت.
سازمان بيلدربرگ، متشكل از سرمايه گذاران بين المللي و سياستمداران دربند، قصد داشت كه ماليات بر درآمد آمريكايي ها را 108 ميليارد دلار افزايش دهد تا چنانچه كشورهاي جهان سوم و كمونيست بدهي هاي خود را نپرداختند، پول كافي در دسترس باشد.
در اين پيشنهاد، كه در نشست سري ساليانه آن در 13-11 مه 1984 در سالتشوبادن در سوئد مطرح شد، افزايش مالياتي موردنظر 23ميليارد دلار ديگر بر درآمدها مي افزود.
اين افزايش در سال مالي 1986 به 39ميليارد دلار، سال 1987 به 61ميليارد دلار و در سال 1988 به 83ميليارد دلار رسيد. مجموع اين درآمد جديد تا سال 1989 به 108ميليارد دلار مي رسيد.
درخواست افزايش جديد ماليات در مقاله اي باعنوان «دورنماي اقتصاد و اشتغال در ايالات متحده» مطرح شد كه آليس ام ريولين2، مدير برنامه مطالعات اقتصادي در مؤسسه بروكينگز، عرضه كرد.
دو مقام ديگر مؤسسه بروكينگز يعني بروس كي مك لوري3، رئيس، و ويليام بي كوانت4، محقق ارشد، كه در اين نشست شركت كردند، از اظهارنظر خودداري كردند. دوشيزه ريولين نيز در دسترس نبود، اما من نسخه اي از مقاله اش را به دست آوردم.
بيلدربرگي ها خيال نداشتند براي كشور ديگري خط مشي مالياتي عرضه كنند. اما راهبرد آنها به نمايندگي از بانكداران بين المللي با راهبرد گروه برادرشان يعني كميسيون سه جانبه به خوبي هماهنگ شده بود.
در نشست كميسيون سه جانبه، كه از 31 مارس تا 3 آوريل 1984 در واشنگتن دي سي برگزار شد، در بدهي سرسام آور كشورهاي جهان سوم و كمونيست، ايالات متحده مقصر شناخته شد، با استناد بر اينكه كسري بودجه باعث تورم مي شود.
در هر دو نشست فشار وارده به اندازه اي بود كه مانع ازتصويب پيشنهاد تعيين سقف نرخ بهره بدهي هاي جهان سوم شد رقم اين بدهي ها در مجموع به 810ميليارد دلار مي رسيد. هربار كه شوراي فدرال رزرو، كه متعلق به بخش خصوصي و تحت كنترل آن است، نرخ پايه بهره را بالا مي برد، ميلياردها دلار به تعهدات كشورهاي جهان سوم براي پرداخت بهره افزوده مي شود. فدرال رزرو با ايجاد انقباض عرضه پول، پس از نشست كميسيون سه جانبه در سال 1984، اين نرخ را بالا برد و حجم پرداختي بهره را، كه كشورهاي بدهكار بايد به بانك هاي بزرگ مي پرداختند، ميلياردها دلار افزايش داد.
در نشست كشورهاي عضو صندوق بين المللي پول در فيلادلفيا كه 4 ژوئن همان سال برگزار شد، ژاك دلاروزيه5، مديرعامل اين صندوق پيشنهاد كاهش فشار وارده بر كشورهاي بدهكار از طريق تعيين سقف براي بهره بدهي ها را رد كرد.
لاروزيه د رجريان نشست صندوق بين المللي پول گفت: «تعيين سقف ]براي نرخ بهره[ از توانايي بانك هاي مركزي براي تسهيل بازپرداخت بدهي ها مي كاهد.»
به گفته سه منبع آگاه در نشست هاي بيلدربرگ، عملاً از محدود كردن نرخ بهره جلوگيري شد و ايالات متحده را مسئول نابساماني هاي اقتصادي جهان سوم دانستند تا زمينه را فراهم كنند تا اين كشور را براي عرضه طرح كمك به بدهكاران، با استفاده از منابع پولي ماليات پردازان، زير فشار بگذارند.
در مقاله اي در نشست بيلدربرگ، ذكر شد كه «نرخ بالاي بهره در ايالات متحده به افزايش نرخ بهره در سراسر جهان مي انجامد و به شدت بر وضعيت متزلزل بدهي در سطح بين المللي دامن مي زند. با افزايش نرخ بهره، پرداخت بهره هاي بدهي براي كشورهاي جهان سوم به طور فزاينده اي دشوار مي شود.»
همه كسري بودجه آمريكا را عامل افزايش نرخ بهره دانستند و زمينه را براي افزايش ماليات در آمريكا فراهم كردند.
بعداً به دوستانم گفتم: «اين دغل بازي است. آنها خواهان افزايش ماليات آمريكايي ها هستند تا منابع مالي لازم براي طرح كمك بانك به بدهكاران را در آينده داشته باشند. در عين حال به فدرال رزرو فشار مي آورند تا نرخ پايه- و سودهاي خودشان به همان اندازه ميلياردي- را در زماني كه تورم پايين است، افزايش دهد.»



:: بازدید از این مطلب : 769
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

در بين مرداني که براي دفاع از مشروطيت و حقوق ملت دست به شمشير برده و آنرا پس از استبداد صغير دو مرتبه بازگردانيدند، ستارخان سردار ملي مقام اول را دارد؛ بحق او قهرمان مشروطيت ايران است.

ستارخان پيش از مشروطيت از لوطيان تبريز بود. لوطيان تبريز از قديم طبقه خاصي را تشکيل ميدادند و اخلاق و عادات بخصوصي داشتند

. با حکومت و مأمورين دولت هميشه مخالفت مي نمودند؛ چنانکه در عصر شاه طهماسب صفوي عده اي از آنان در عصيان طغيان نمودند و به مجازات رسيدند. پس از بروز اختلاف بين متشرعه و شيخيه، لوطي ها نيز دو دسته شدند و به مخالفت همديگر برخاستند. اعمال و رفتار آنان مورد توجه طبقات مردم بود. محمدامين خياباني ديواني به زبان ترکي درباره وقايع لوطي هاي تبريز سروده که در عهد نادرميرزا مؤلف "تاريخ تبريز" با وصف چند دفعه چاپ کمياب بوده است. ستارخان از لوطيان بومي نبود، بلکه اصل او از قراجه داغ و از ايل محمدخانلو بود. خود به شيخيه اعتقاد داشت و روزگاري در اطراف شهر به سر مي برد. پنهاني به مشهد رفته و برگشته بود.

ستارخان پس از اعلام مشروطيت به شهر آمد و به اسب فروشي اشتغال ورزيد و سپس جزو مجاهدين مسلح گرديد. پس از بمباردمان مجلس، دعوت انجمن ايالتي آذربايجان را که خود را به دنيا جانشين مجلس بمباردمان شده معرفي مي کرد، قبول کرد. در محله اميرخيز با قواي دولتي جنگ نمود. با وصف شکست مجاهدين و سست شدن آنها، وي استقامت به خرج داد و تسليم نشد و محله اميرخيز را به تصرف قشون دولتي نداد. وقتي بر ايران گذشته است که مشروطيت فقط در محله اميرخيز تبريز وجود داشت و همه جاي ايران در دست پادشاه مستبد بود.



:: بازدید از این مطلب : 807
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

تاریخ جنگهای نامنظم و چریکی

جنگهای نامنظم و چریکی به عنوان شیوه‌ای از مبارزه مردم علیه اشغالگران خارجی یا حاکمان زورگو و مناسبات ستمگرانه ، سابقه‌ای کهن دارد که مربوط به زمانهای خیلی قدیم است. جنگهای چریکی در واقع در اثر بی علاقگی مردم نسبت به حکومت مرکزی گاهی به یک گروه

کوچک و مصمم امکان می‌دهد، حتی بدون داشتن پایگاه وسیع توده‌ای ، حکومتی را ساقط کنند. یکی از محققان می‌گوید:«حکومتها به این دلیل سقوط نمی‌کنند که دشمنان زیادی دارند، بلکه از این رو سقوط می‌کنند که دوستان کمی دارند.»

 

پیکار و مبارزه نیروهای انقلابی یک کشور علیه بیگانگان یا نظام حاکم ، بر پایه عملیات رزمی گروههای خودگردان محلی است که در کل یک جامعه از وحدت‌ رویه و فرماندهی برخوردار دارند. شیوه مبارزاتی آنها درگیری موقتی ، زود گذر و استفاده از موقعیتهای جغرافیایی طبیعی و امکانات محلی است که به اصطلاح به آن حالت جنگ گریز نیز گفته‌اند.

 

 

تاریخچه

جنگهای چریکی انقلابی در طول اشغال کشورهای اروپای شرقی از سوی آلمان در جنگ جهانی دوم ، به ویژه در یوگسلاوی بطور گسترده رواج یافت. از آن زمان تا کنون نیز در نزدیک به بیست کشور از کشورهای جهان چنین جنگهایی به شکلهای گوناگون رخ داده است که هر چند در برخی از آنها از کمکهای خارجی هم استفاده شده است، اما اساسا مسأله داخلی بودند. از جمله اینها جنگهای چریکی چین ، کوبا ، و قبرس ایران .افغانستان .عراق ترکیه را می‌توان نام برد. 

در مقابل ، جنبشهای چریکی در کامبوج ، لائوس ، ویتنام ، تایلند ، و اندونزی که در آسیای جنوب شرقی و در همسایگی چین و شوروی (سابق) به وقوع پیوسته است. بطور کلی از هنگامی که مرکز ثقل جنگهای سرد از اروپا به آسیا و آفریقا و امریکای لاتین منتقل شد، جنگهای چریکی به عنوان مکمل برخی از شیوه‌های براندازی مورد توجه قدرتهای بزرگ قرار گرفت.



:: بازدید از این مطلب : 2637
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري مفكرة الاسلام، "عامر عبدالمنعم " نويسنده مصري و سردبير سايت "العرب نيوز " در مقاله‌اي به بررسي اوضاع و شرايط آمريكا پرداخته و 22 دليل براي فروپاشي قريب‌الوقوع اين امپراطوري ذكر مي‌كند.

نويسنده پيش از اين در مقاله‌اي از مرگ آمريكا سخن به ميان آورده بود، عبدالمنعم مي‌دانست اين دولت جنگ‌طلب هم‌اكنون لحظات پاياني و سقوط خود را مي‌گذراند و به مانند يك گاو قرباني شده، صداي زجرآوري از خود در آورده و با دست‌ها و پاهاي خود ضربات نااميدانه‌اي به چپ و راست مي‌زند تا هر آنچه پيرامونش است را بترساند. شايد آنانكه با چشمان بسته به او نزديك مي‌شوند احساس كنند اين گاو ضرباتي قوي دارد، اما آنانكه در فاصله دورتري از اين گاو زخمي ايستاده‌اند، پايانش را نزديك ديده و حالات كنوني‌اش را مرگ و نابودي مي‌دانند.
نويسنده مي‌گويد: زمانيكه مقاله پيشين خود با عنوان "آمريكا مرد " را نوشتم، به دنبال كشف يك حقيقت براي ملت خود بودم؛ حقيقتي كه رسانه‌ها، با ايجاد ابهام و سروصداي تبليغاتي به دنبال آن است تا نگاهها را از افول آمريكا و پايان امپراطوري شرور آن دور نگاه دارد.
عكس‌العمل و جوابيه فرماندهي مركزي ايالات متحده آمريكا نسبت به مقاله اين نويسنده مسئله‌اي غيرمعمول بود كه باعث تعجب شد؛ به نظر مي‌رسد براي اين قوم قابل تحمل نبود كسي دست بر روي حقيقتي كه متوجه ايشان است بگذارد، چرا كه گشودن چنين بابي منجر به شورش و خيزش منطقه عليه سلطه آمريكا خواهد شد و آمريكا را وادار به خروج از كشورهاي منطقه خواهد كرد تا باقيمانده دستان آغشته به خون اين كشور، از جهان اسلام عقب كشيده و آمريكا مجبور شود به خود پرداخته و زخمهاي خود را درمان كند و در وراي اقيانوس سر به لاك خود فرو برد، به منافع فرزندان خود بيانديشد و به فراهم نمودن آموزش و سلامت شهروندان خود بپردازد. طول عمر آمريكا فقط بسته به ميزان شير و خوني است كه حاكمان عرب و مسلمان در اختيارش قرار مي‌دهند؛ كه اگر خدمت‌هاي اين اعراب (كه آن را از ملت خود دريغ كردند) نبود، بزرگي آمريكا و رژيم صهيونيستي تا به امروز ادامه نمي‌يافت؛ اما حكمت خداوند بود كه آمريكا باقي بماند و به دست ملت مستضعف عراق و افغانستان نابود شود.
افغانستان فقيرترين كشور اسلامي است كه اتحاد جماهير شوروي را ساقط كرد و امروز همين كشور آمريكا را در هلمند و قندهار شكست داده است؛ اين اتفاق در زماني روي داد كه استخوان‌هاي ارتش آمريكا در فلوجه و الانبار به دست ملتي كه بيش از يك دهه است از محاصره رنج مي‌برد خرد شد و قدرت نظامي ارتش آمريكا شكست خورد تا بدين ترتيب شكست نظامي آخرين صحنه سقوط اين امپراطوري باشد.

اين گزارش در ادامه پاسخ آمريكا به مقاله پيشين خود را مورد نقد قرار مي دهد و مي‌نويسد: در اين پاسخ آمده است: اين جنگ‌ها انتخاب ما نبوده و ايالات متحده ناچار به دفاع از خود شده " كه البته اين يك مغلطه بزرگ است... و با نظر باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا، تناقض دارد؛ اوباما جنگ افغانستان را متفاوت از عراق دانسته و آن را اينگونه توصيف مي‌كند: " جنگي ابلهانه، جنگي عجولانه، جنگي كه به جاي منطق متكي بر احساس است و به جاي تكيه بر اصول مبتني بر انگيزه‌هاي سياسي مي‌باشد "...
به دليل موضعگيري باراك اوباما نسبت به اين جنگ، مردم آمريكا وي را انتخاب و جرج بوش مورد نفرين و لعنشان قرار گرفت. رئيس جمهور پيشين آمريكا نتوانست از دليل خود مبني بر آغاز جنگ دفاع كند؛ وي در كنار "جان مك كين " نامزد انتخاباتي از حزب خود نيز حاضر نشد تا مبادا تأثير منفي بر رقابت انتخاباتي‌اش داشته باشد. اگر همان گونه كه به نظر ديده‌بانهاي دولت ايالات متحده، جنگ افغانستان يك ضرورت براي دستيابي به بن لادن بود، جنگ عراق براي چه در گرفت؟ آيا صدام ارتباطي با القاعده داشت؟ آيا صدام در حمله به برج‌هاي تجاري نقشي داشت؟ سلاح‌هاي كشتار جمعي كه بهانه راه‌اندازي جنگ بود كجاست؟ در اينجا لازم است به طرح قرن آمريكا براي سلطه بر جهان اشاره كرد... در اينجا طرح و برنامه‌هايي وجود دارد كه مربوط به پيش از جنگ است... هيچ چيز تصادفي نيست...صحبت پيرامون دلايل ديگر توجيهاتي زائد است.
اگر اسامه بن لادن متهم است، آيا اين مسئله به آمريكا اجازه مي‌دهد بدون تحقيق و بررسي، به افغانستان حمله و شهرها را نابود سازد؟ اگر اطلاعاتي وجود دارد كه روند اتهام را تغيير مي‌دهد، چرا دادگاهي ويژه اسامه بن لادن ترتيب داده نشد؟
نكته دوم اين پاسخ حاكي از آن است كه حضور آمريكا در اين دو كشور تنها منحصر به هدف‌گيري افراط‌گراها بوده است. ما سوال مي‌كنيم: آيا موشك‌ها و بمبهاي كور، فرقي ميان تندرو و غيرتندرو قائل‌اند؟ آيا بمبي كه "فرش " نام دارد و هر موجود زنده‌اي را در اطرافش هلاك مي‌كند، تندروها را از بقيه جدا مي‌سازد؟ آيا بمب‌هايي كه توسط هواپيماهاي بدون سرنشين پرتاب مي‌شوند، ميان قربانيان فرقي قائل‌اند؟
نويسنده مي‌افزايد: اگر هم منظور شما از تـندورها، طالبان و القاعده است، آيا تمام كساني را كه در افغانستان به قتل مي‌رسانيد نيز از تندروها هستند؟ يا آنكه بنا بر مدارك ويكي‌ليكس بر اين جنايات، شهروندان افغان را به نابودي كشانديد. تندروهاي عراق كجا هستند؟ بيش از يك مليون عراقي را كشتيد، صدها هزار نفر را شكنجه كرديد و در حق شهروندان مرتكب جنايت شديد، زندانيان مرد و زن را به بدترين شكل ممكن مورد شكنجه قرار داديد و زندان "ابوغريب " خود شاهدي بر اين مصيبت بشري است... زندان گوانتانامو نيز به همين شكل. ناتواني از توجيه جنگ عراق، نويسنده جواب را بر آن داشت با تمركز بر روي مسئله افغانستان سخن از دستاوردهايي خيالي زده و با سرعت از مسئله عراق بگذرد.
نكته سوم جوابيه كاخ سفيد اين است كه عقب‌نشيني آمريكا از عراق مبتني بر امضاي يك تفاهم‌نامه امنيتي با عراق بود. نويسنده اين جوابيه معتقد است "واگذاري مأموريت‌هاي امنيتي به عراقي‌ها و پايبندي آمريكا به اين مسئله دليل پيروزي اين كشور بر خشونت تندروها مي‌باشد. " به عبارت ديگر، عقب‌نشيني نيروهاي آمريكايي به دليل حملات مقاومت و شكست ارتش آمريكا نيست كه البته اين سخن از منطق و واقعيت به دور است؛ اين تفاهم‌نامه وسيله‌اي براي حفظ آبروي نيروهاي آمريكايي بود و تصميم عقب‌نشيني كه پيش از اوباما در زمان بوش اتخاذ شد، بعد از آني بود كه عراق به گورستان سربازان آمريكايي تبديل شده بود و يك سوم تجهيزات آمريكايي به دست نيروهاي مقاومت عراق از بين رفته بود.
زماني كه در اين جوابيه سخن از افغانستان مي‌شود، با افتخار افزايش شمار نيروهاي آمريكايي و افزايش تلاش براي آموزش نيروهاي افغان ياد مي‌شود و چنين پنداشته مي‌شود كه آلمان، انگلستان و جمهوري چك اعلام افزايش نيرو كرده‌اند كه البته اين درست نيست. اوباما بارها اعلام كرد آغاز واگذاري مأموريت‌هاي امنيتي به نيروهاي افغان در نيمه سال 2011 انجام خواهد شد و اين جوابيه معتقد است اين مطلب دلالت بر پيروزي است و نه شكست!!
نويسنده اين مقاله اظهار مي‌دارد، فرار كردن چگونه مي‌تواند پيروزي باشد؟ اين تناقض چيست؟ اعزام نيروهاي بيشتر و همزمان دم از عقب‌نشيني زدن، نشانه اشتباهات ناشي از ضررهاي واقعي است كه نمي‌توان آنها را ناديده گرفت.
از جمله مغالطه‌ كاريهاي فرماندهي مركزي ايالات متحده در جوابيه آن اين است كه آنها سعي دارند اينگونه القا كنند كه ارتش آمريكا، ايالات متحده را ترك و براي ساخت عراق و افغانستان فداكاري كرد! به گونه‌اي كه دم از اجراي طرح‌هاي عمراني مانند ساخت مدارس، بيمارستان، نيروگاه‌هاي برق و راه و... در عراق و افغانستان مي‌زنند، گويي كه شرايط زندگي براي شهروندان اين دو كشور بهبود يافته؛ سخني كه نيازي به شرح و توضيح ندارد.
عراق بعد از حمله اشغالگران به ويرانه بدل شده و شبكه‌هاي ماهواره‌اي اين مصيبت و رنج را به تصوير مي‌كشند. افغانستاني كه طبق اين جوابيه ادعا مي‌شود، خدمات بهداشتي در آن از 8 درصد در سال 2002، هم‌اكنون به بيش از 83 درصد رسيده است، ادعاي دروغي است، چرا كه نيروهاي آمريكايي و نيروهاي وابسته به ناتو تنها بر كمتر از 20 درصد سرزمين‌هاي افغانستان تسلط دارند، به عبارت دقيق‌تر تنها بر مراكز استانها تسلط دارند؛ نتايج انتخابات اخير كه در 20 درصد از اين بخش‌ها برگزار شد و تنها 10 درصد مردم افغانستان در آن شركت كردند منعكس كننده اين مطلب مي‌باشد؛ پس چگونه ممكن است خدمات به بيش از 83 درصد مردم افغانستان ارائه شده باشد.

روزنامه انگليسي اينديپندنت اعلام كرد، استعفاي ژنرال "استنلي مك‌كريستال " فرمانده پيشين نيروهاي آتلانتيك شمالي و ارتش آمريكا در افغانستان نتيجه ارزيابي غلط وي از حملات نظامي افغانستان بود كه چند روز پيش از استعفاي خود آن را به وزراي دفاع كشورهاي عضو ناتو ارائه كرده بود.
ژنرال مك‌كريستال گزارشي مهمي از جنگ منتشر ساخت و افزايش تمرد نرم در اين جنگ را مورد توجه قرار داد، وي همچنين تحقق هرگونه پيشرفتي را طي چند ماه آينده بعيد دانست. در گزارش مك‌كريستال آمده، تنها 5 منطقه از 116 منطقه افغانستان جزو مناطق امن، ثبت شده‌اند، درحاليكه ساير مناطق از ناامني رنج مي‌برند؛ 40 منطقه نيز جزو مناطق خطرناك يا بسيار ناامن به شمار مي‌آيند، به عبارتي بيش از نيم ميليون سرباز آمريكايي و افغاني تحت امر نيروهاي اشغالي تنها بر 5 منطقه تسلط دارند و طالبان بر 111منطقه ديگر حكومت مي‌كنند، پس نيروهاي آمريكايي چگونه مي‌توانند به 83 درصد مردم افغانستان خدمت‌رساني كنند.
در اين جوابيه آمده كه ارتش آمريكا با ارائه مراقبت‌هاي بهداشتي توانسته ميانگين مرگ و مير كودكان تازه متولد شده و زير 5 سال را كاهش دهد و تنها در سال 2008، توانسته از 85 هزار كودك مراقبت كند. آيا ارائه اين برنامه‌ها توسط يونيسف نيازمند حضور 150هزار سرباز در اين كشور است؟!

با اين وجود، گزارش‌هاي بين‌المللي و مطالبي كه روزانه در رسانه‌هاي آمريكايي و غربي پيرامون اوضاع بهداشت در اين دو كشور ارائه مي‌شود، اين ادعاها را انكار ميكند؛ بعنوان مثال:
- سازمان بهداشت جهاني ماه گذشته اعلام كرد، وبا در افغانستان منتشر شده است.
- افغانستان يكي از 4 كشوري است كه با وجود ريشه‌كني فلج اطفال در جهان، همچنان از اين بيماري رنج مي‌برد؛ فلج اطفال از بيماريهاي عفوني است كه مي‌تواند منجر به مرگ شود؛ كساني كه واكسينه نشوند به اين بيماري مبتلا شده و درماني نيز ندارد.
- بنا به گزارش سال 2008 كميسارياي مستقل حقوق بشر در افغانستان، با وجود كمك 35 ميليارد دلاري كشورهاي خارجي به افغانستان از زمان اشغال اين كشور در سال 2001، حدود 600هزار كودك خياباني به دليل شدت جنگ و فساد از حمايت و مراقبت محروم شده‌اند. نبايد فراموش كرد، شمار افرادي كه توسط نيروهاي آمريكايي و هم‌پيمانانش در افغانستان به قتل مي‌رسند، كمتر از يك ميليون نفر نيست.
اگر از افغانستان بگذريم، اوضاع سلامت و بهداشت در عراق به ويژه در فلوجه به دليل بكارگيري چندين تن اورانيوم غني‌شده و گسترش سرطان، نقص نوزادن و جنين‌ها، به مراتب خطرناكتر است.



:: بازدید از این مطلب : 807
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

دشمن شناسی ازدیدگاه مقام معظم رهبری


در سال 1357 مهمترین اتفاق برای ایران و ایرانی اتفاق افتاد. انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید. انقلابی که در ابعاد گوناگون، منشاء پیامدهای بنیادی و شگرفی در سـطـح جهان گردید و علاوه بر آن، به انسان کرامت، به مسلمانان شوکت و به مؤ منان عزّت و عظمت بخشید.

در این میان حرکتی انجام شد که باید روی آن تفکر بیشتری کرد،. آن هم خط بطلان کشیدن بر منافع بیگانگان است. این امر باعث ساخته شدن دشمنانی برای انقلاب اسلامی شد. دشمنان پس از پیروزی انقلاب آرام نشسته و همواره در تولید طرح و نقشه‌هایی جدید در جهت دست درازی به خاک، هویت، فرهنگ و منافع ملت ایران بوده و هستند.

به طور قطع و یقین ازجمله عوامل مهم ناکامی بیگانگان در مقابله با انقلاب اسلامی نگاه نافذ و بصیرت بالای رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران در شناسایی دشمنان و روش های دشمنی آنان با انقلاب اسلامی بوده است . از این رو در این نوشتار در تلاش آنیم هستیم تا دشمن را با کنکاشی در سخنان مقام معظم رهبری شناسایی کنیم.

ضرورت دشمن شناسی

بی شک دشمن شناسی از محوری ترین مباحث در موضوع دفع تهدیدها و دفاع از یک ملت بشمار می آید. چه بسا امتهایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند.

امیر مؤمنان علی(ع) در کلام خود دراین باره می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکاید.(1)» (کسی که در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حیله های (غافلگیرانه دشمن) او را از خواب بیدار می کند)
در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: «نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم. (2)»
همچنین رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اولین روز سال 86 در مشهد مقدس در این باره می فرمایند: «یک ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند. (3)»

اقسام دشمنان

در یک تقسیم بندی کلی دشمنان ملت بزرگ و انقلابی ایران را در شرایط کنونی می توان به دو بخش دشمنان درونی و بیرونی تقسیم نمود «ما دو دشمن داریم؛ یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک تر است. (4)»



:: بازدید از این مطلب : 821
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

سیری اجمالی بر گوشه هایی از اندیشه فرماندهی، مدیریتی و رهبری نظامی حضرت علی (علیه السلام):با تأمل در نهج البلاغه می توان به بخشی از تفکرات و اندیشه فرماندهی، مدیریتی و رهبری نظامی آن امام (علیه السلام) پی برد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به عنوان، الگوی کامل، در گفتار و کردار خود به موضوع استراتژیک جهاد و مسائل مربوط به آن پرداخته است و در بحث نظری راجع به جهاد، دیدگاه های اسلام را به نحوی زیبا و در عین حال قوی و مستدل تبیین نموده است و در زمینه هدف های والای جهاد و راه های مشروع و معقول، وصول به آن هدفها، تفکرات نابی را با استناد به منبع عظیم وحی ارائه داده است (فرامرزی، 13:1380). حضرت علی (علیه السلام) به طور کلی از جنگ امتناع ورزیده و در مکتوباتی که به لشگریانش پیش از آغاز جنگ صفین می نویسد، به این موضوع اشاره کرده و می فرماید:
«با دشمن جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند زیرا بحمدالله حجت با
شماست و آغازگر جنگ نبودنتان تا آن که دشمن به سوی شما آید، حجت دیگری بر حقانیت شما خواهد بود اگر به اذن خدا شکست خوردند و گریختند، آن کس را که پشت کرده نکشید و آن کس را که قدرت دفاع ندارد آسیب نرسانید و مجروحان را به قتل نرسانید» (نهج البلاغه، نامه 495:14).
پس طبق آموزه های نهج البلاغه جنگ و جهاد دفاعی دارد (رسولی، 118:1389). بنابراین در سیره و عملکرد حضرت علی (علیه السلام)، که منطبق با معارف اسلامی است؛ جنگ هدف نیست، بلکه وسیله ای است برای تحقق اهداف انسانی و الهی مانند عدالت، دفاع از آزادی، رهایی مظلومان، دفاع از شرف و آبرو و... است. در اینجا تنها به بخشی از ارزش ها که در افکار و اندیشه های فرماندهی، مدیریتی و رهبری نظامی آن حضرت مورد عنایت قرار گرفته اند، اشاره می شود:
الف) اقامه حق به عنوان هدف جنگ و جهاد: قرآن کریم حق را امر الهی می داند (انعام: 75)؛ و تبعیت از باطل را ویژگی کافران بر می شمرد (محمد:3) در اندیشه های نظامی حضرت علی (علیه السلام) که مبتنی بر تعالیم دین مبین اسلام است اقامه حق به عنوان هدف جنگ و جهاد مطرح است. امام علی (علیه السلام) در جریان سرکوبی پیمان شکنان، جبهه آنان را ادامه جبهه شرک می خواند و جبهه خود را تداوم جبهه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی می نماید و هدف جهاد خود را نشان دادن چهره حق از درون باطل عنوان می کند (فرامرزی، 21:1380). از سویی دیگر ایشان فلسفه حکومت و زمامداری را در اقامه حق و نفی باطل می دانند و بر ضرورت حق گرایی تأکید می نمایند (نهج البلاغه، نامه 607:66). در این منش، حق، مهم ترین و با ارزش ترین نیاز و حیثیت حیات بشر محسوب می گردد و پاسداری عاشقانه از حق و حق مداری بر هر امر دیگری مقدم است و هدف وسیله را توجیه نمی کند (رشیدزاده، 109:1387).
ب) حفظ اسرار نظامی: اندیشه نظامی حضرت علی (علیه السلام) به حفظ اسرار نظامی توجه داشته، در عمل و بیان اجرا کرده و به یارانش تعلیم می دهد.



:: بازدید از این مطلب : 1538
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 23 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

                                                                                                                                       

جريان 14مارس كه از روند دموكراتيك در لبنان ناراضي است و آن را مغاير با اهداف خود و منافع آمريكا و عربستان در اين كشور مي‌بيند، سعي دارد تا با كشاندن مردم به خيابان‌ها در روند تشكيل دولت اختلال ايجاد كند. در همين راستا دفتر دبيرخانه اين جريان با فرا رسيدن روز 14 مارس و سالگرد تجمع هواداران اين حزب در بيروت مردم را به تجمعات خياباني دعوت كرده و از هواداران اين جريان خواست تا در روز يك‎شنبه 13مارس در ميدان شهداي بيروت تجمع كنند. با وجود مواضع بي‌طرف نجيب ميقاتي مأمور تشكيل كابينه لبنان، آمريكا و عربستان سعودي براي پيشبرد سياست‌هاي خود در ادامه روند فعاليت دادگاه حريري اصرار دارند كه "سعد حريري" نخست‌وزير پيشبرد امور كنوني لبنان كه البته در ايجاد وفاق و همگرايي ميان گروه‌هاي لبناني شكست خورده، بار ديگر قدرت را در اين كشور در دست بگيرد، به همين علت جريان 14 مارس در اقدامي يك‎جانبه با انتخاب هر فرد ديگري به عنوان مأمور تشكيل كابينه مخالف است و در همين راستا مانع‌تراشي را در روند تشكيل دولت به وسيله ميقاتي در دستور كار خود قرار داده است. گزارش زير نگاهي دارد به لبنان، بافت اجتماعي، تاريخ سياسي اين كشور و نيز فعاليت سياسي جريان 14 و تلاش آن براي پياده كردن برنامه‌هاي غرب در اين كشور و ترفندهاي آن براي تضعيف سلاح مقاومت كه اكنون نيز اين موضوع را هدف اصلي برنامه خود قرار داده است. * موقعيت جغرافيايي لبنان جمهوري لبنان كشوري كوچك و كوهستاني در غرب آسيا در كناره شرقي درياي مديترانه است. اين كشور از زمان اشغال سرزمين فلسطين توسط رژيم صهيونيستي تاكنون گاه در حاشيه و گاه در متن مناقشه اعراب - اسرائيل قرار داشته و تا سال 1943 يعني زمان استقلال خود تحت قيمومت فرانسه بود. *وضعيت اجتماعي لبنان تا سال 1920 يعني فروپاشي امپراتوري عثماني و تحت قيمومت قرار گرفتن آن از نظر سياسي و اجتماعي كشوري تجزيه شده بود و عثماني‌ها آن را اداره مي‌كردند. پس از جنگ جهاني اول و واگذاري مناطق دره بقاع، منطقه شمال، نواحي ساحلي و جبل عامل (جنوب لبنان)، لبنان بزرگ شكل گرفت كه ويژگي مهم آن اختلاط نژادها و مذاهب مختلف بود. بر اين اساس جامعه لبنان، جامعه‌اي متشكل از گروه‌هاي نژادي و مذهبي مختلف و متفاوت است كه نه‎تنها مرزهاي جغرافيايي، بلكه ترس و شك آنها را از يكديگر جدا ساخته است. در چنين جامعه‌اي اگرچه مسلمانان و مسيحيان ساليان سال در كنار هم زندگي كرده‌اند، اما دودستگي عميقي بر سر عربي بودن يا غيرعربي بودن يا نوع عربي بودن مليت اين جامعه وجود داشته كه در كنار عوامل مذهبي و مسائل سياسي از ايجاد يك جامعه واحد جلوگيري كرده است.



:: بازدید از این مطلب : 812
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 23 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

نمونه های از نبردچریکی در کردستان ایران:

اصولا عمليات مين گذاري يکي از سهل‌ترين نوع اقدامات ضد انقلاب در کردستان بوده که از يک طرف ضربات مادي خوبي در بر داشته و از طرف ديگر کمترين ضربات و تلفات را نيز براي دشمن ايجاد مي‌کرد. ( همانطور که ميدانيد در هر اجراي عمليات کمين احتمال تلفات در نيروي کمين زننده هم وجود دارد ). اين عمليات عمدتا به دو صورت مشاهده ميشود.



:: بازدید از این مطلب : 968
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 23 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

ت-۱-۲محدودیتها

       

    • نداشتن مقدورات کافی جهت عملیات افندی(دفاعی)از یک منطقه و اجرای عملیات طولانی.

       

    • کمبود اسلحه؛ تجهیزات؛تدارکات برای عملیات رزمی.

       

    • احتیاج شدید به غیر نظامیان محلی و نیروهای حمایت کننده خارجی و دریافت تدارکات و تجهیزات.

        

    • اشکال در اطلاع رسانی عمومی و بر قراری ارتباط بین منطقه عملیاتی جنگهای چریکی و ارکان و ستادهای نیروهای خودی.

      

    • تقلیل قدرت رزمی بعلل ناشی از عدم تمرکز و کنترل و در مواردی تفرقه شدید بین افراد.

        

    • محدود بودن عملیات در نتیجه اقدامات کنترلی دشمن و احتیاج به برقراری سیستم امنیت ودفاع غیر معمولی.

در ممالک اسلامی رعایت قوانین اسلامی باعث برخی از محدودیتهای

می شود که در سایر مذاهب وجود ندارد (استفاده جنس مونث در جمع آوری اطلاعات)



:: بازدید از این مطلب : 769
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 23 شهریور 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : arash7786

مقدمه

تاریخ شروح جنگ چریک برای کسی روشن نیست .شاید زمانی

که خداوند به شیطان دستور داد که به آدم سجده کند وشیطان سر باز زد واز درگاه خداوند رانده شد وازخدا درخواست دست مزد عبادتهایش را کرد،واز خدا راه نفوذ دردل آدم را نمود. جنگ نابرابر شروع شد.شیطان باتوان بسیار قوی وقدرت وسوسه وفریب وآنگاه آدم باسلاح توکل وتوبه......

جنگ چریک دردوران مختلف باعنایت موقعیت زمانی ومکانی آن دوره انجام گرفته است(درزمان ایران باستان، کشورهان ،یونان ،آمریکا ،مکزیک و آفریقا...)

در یک جمله می توان گفت :عامل تمامی شاخه های جنگهای نامنظم (جنگ چریک ،گریز فرار ،براندازی ،تروروحتی نبردهای اطلاعاتی )فردی به نام چریک

می باشد .

 

در قالبهای مختلف (مرد ،زن ،پیروجوان  ،کشاورز،بازاری، کارگر،راننده، دانشجو)ودر کوه ،شهر،دریا ،در جنگل و...درهمه جا وهمه کس امکان در یک چریک باشد.

 

در کشور ما جنگ سابقه طولانی دارد خصوصا در200 سال اخیرو بعداز پیروزی انقلاب اسلامی در نقاط مختلف گسترش یافت وهمچنان در برخی جاها ادامه یافته است (کردستان وآذربایجان شرقی وغربی ---)

امید است دراین مطالب ناچیز بتوانم حداقل اطلاعات لازم در مورد جنگ چریک جمع آوری وبه علاقمندان ارائه  دهم .

 



:: بازدید از این مطلب : 4177
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 23 شهریور 1393 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران